لغت نامه دهخدا
کهنه سر. [ ک ُ ن ِ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش صومعه سراست که در شهرستان فومن واقع است و 520 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
کهنه سر. [ ک ُ ن ِ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش صومعه سراست که در شهرستان فومن واقع است و 520 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عالم غیبت شهادت میشود از روی دوست کهنه شد چون کفر دینت خیز وایمان تازه کن
💡 نداشتم چو درین کهنه دودمان امید که جز ودود رسد کس به داد اهل و داد
💡 پی حقیقت نیک و بد گذشته مگیر خطوط وهم مپیما که کهنه شد تقویم
💡 مرقع کهنه ها بر خاک افتاد نماند اندر کف بیچاره جز باد
💡 ز داغ کهنه گل تازهام فسردهتر است به روی کار چه آبی بهار من دارد