لغت نامه دهخدا
کهن سکه. [ ک ُ هََ / هَُ س ِک ْ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) سکه کهن. سکه قدیمی. سکه کهنه:
وآن دگر فصل خطبه نبوی
کاین کهن سکه زو گرفت نوی.نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 22 ).
کهن سکه. [ ک ُ هََ / هَُ س ِک ْ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) سکه کهن. سکه قدیمی. سکه کهنه:
وآن دگر فصل خطبه نبوی
کاین کهن سکه زو گرفت نوی.نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 22 ).
سک. کهن ٠ سک. قدیمی٠ سک. کهنه ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رواجی نیست آن سیم کهن را بنامم سکه نو زن سخن را
💡 آیین زرتشتی به احتمال فراوان در سراسر دوران سلوکی و پارتی با بخشیدن بعضی صفات به دین ایرانی کهن و گرفتن بعضی خصوصیات دیگر آن به سوی آیین دوران ساسانی پیش میرفت. بسیاری از سکههای پارتی و ساسانی را بر فراز کوه میدان نفتون در معادن نفت ایران مربوط به آیین زرتشتی پیدا شده است. اینکه در دوران اشکانی هیچگاه از آزار دین سخنی به میان نیامده است. بردباری اشکانیان در امور دینی اجازه شکوفایی بهبسیاری مذاهب را در قلمرو ایشان میداد.