کند گوش
مترادفها
کمشنوا، سنگینگوش
متضادها
تیز گوش
لغت نامه دهخدا
کندگوش. [ ک ُ ] ( ص مرکب ) کسی که گوش او کم شنو باشد، یعنی چیزی را بلند باید گفتن تابشنود. ( برهان ) ( از آنندراج ). آنکه گوش وی کم شنود و تا بلند نگویند نشنود. ( ناظم الاطباء ):
پریشیده عقل و پراکنده هوش
ز قول نصیحتگران کندگوش.سعدی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که گوش او کم شنو باشد.
جمله سازی با کند گوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قضا چو گوش کند حکم نافذ الامرش کشد فتیله غفلت ز گوش خود رایی
💡 کارلهاینز دیشنر در مقدمهای از کتاب که آغاز جلد اول است، هدف خود را نسبت به شروع آنچه ممکن است در اثرش مشاهده نشود توضیح میدهد: طرف مشرق مسیحیت، او به این سؤال پاسخ نمیدهد و میگوید «آدمی بایستی به طرف دیگر نیز گوش فرا دهد» کارلهاینز دیشنر به این ترتیب میخواهد عظمت ظهور و شکوفایی مسیحیت را متعادل کند. برای اینکه او نمیخواست فقط دربارهٔ ادعاهایی مبنی بر آثار مثبت مسیحیت «آنهم در بعضی موارد» گفته باشد. در عوض، او میخواهد ثابت کند که طرفداران آرمانهای اخلاقی بنیادی نه تنها تا حدی، بلکه کاملاً در آن شکست خوردهاند.