واژه «کنارآب» در برخی کاربردهای قدیمی و محاورهای به معنای «مستراح» یا «دستشویی» به کار میرود و در جملههایی مانند «کنارآب رفتن» منظور همان رفتن به توالت است. این ترکیب از نظر لفظی به معنای «محل کنار آب» است، اما در کاربرد اصطلاحی، معنای کنایی پیدا کرده است. در زبان گفتاری، چنین تعبیرهایی برای اشاره غیرمستقیم به امور مربوط به رفع نیاز طبیعی استفاده میشوند. بنابراین «کنارآب» یک واژه رسمی برای مکان خاص نیست، بلکه بیشتر یک اصطلاح عامیانه است. در متون قدیمی نیز اینگونه تعبیرهای کنایی برای بیان محترمانهتر برخی مفاهیم رایج بوده است و به جای بیان مستقیم، از واژههای غیرصریح استفاده میشده است. بنابراین «کنارآب» در این کاربرد به عنوان یک اصطلاح محاورهای برای اشاره به مستراح به کار میرود و معنای اصلی آن در این زمینه همان محل رفع نیاز است.
کنار اب
لغت نامه دهخدا
( کنارآب ) کنارآب. [ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) مبال. آبخانه. مبرز. مستراح. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- کنارآب رفتن؛ مستراح رفتن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( کنار آب ) مبال. آبخانه. مبرز
جمله سازی با کنار اب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش آن لب زار می میرم، زهی حسرت! که من تشنه لب جان بر کنار آب حیران می دهم
💡 سهل باشد گر کنار ما گرفت از گریه آب بر کنار آب چون گل گر توان بنشاندنش
💡 علمدار سپاه و ساقی بزم وفا عباس کنار آب، لب تشنه دو دست از تن جدا دارد