لغت نامه دهخدا
کماج پز. [ ک ُ پ َ ] ( نف مرکب ) آنکه کماج پزد. آنکه شغل وی پختن کماج باشد.
کماج پز. [ ک ُ پ َ ] ( نف مرکب ) آنکه کماج پزد. آنکه شغل وی پختن کماج باشد.
کماچ پزد. آنکه شغل وی پختن کماج باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کیکهای تابهای پهن و شیرین هستند و نوع پخت و ساختار آن در سراسر جهان متفاوت است. انواع متعددی از آن در سراسر اروپا وجود دارد. برای مثال در آلمان کیکهای تابهای با سیبزمینی درست میشوند. در منطقه مازندران به نان کماج که نوعی نان سنتی است معروف است.
💡 این باکتری در فراوردههای آردی به ویژه نان و کماج موجب فساد روپ میشود.
💡 کماج سهن یکی از شیرینیهای سنتی میباشد که در تهیهٔ آن از خمیر جوانهٔ گندم استفاده میشود و همچنین برای تهیهٔ آن از ادویههای مشهوری مثل دارچین و زیره و برخی گیاهان دارویی نیز استفاده میشود. این شیرینی بسیار مقوی و پرانرژی هست با وجود اینکه این نوع شیرینی هیچگونه مواد نگهدارندهای ندارد میتواند برای مدت طولانی و بیرون از یخچال نگهداری کرد.