لغت نامه دهخدا
کله بن. [ ک َ ل ِ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کیاکلاست که در بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع است و 410 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
کله بن. [ ک َ ل ِ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کیاکلاست که در بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع است و 410 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسته کمر بندگی تو همه احرار از سر کله خواجگی و کبر نهاده
💡 ملک دل صاحب نظران زیر و زبر شد زان فتنه که خفتهست به زیر کله تو
💡 زهی زشرم کله داریت دل بدخواه شکسته بسته و در هم شده چو چین قبا
💡 دریغ خربچگانی که چون غلام شدند مزین از کله تیز پود شلوارم
💡 چه شود؟ از سر بوسی برخیز در تو این قدر کله داری نیست؟
💡 عشق بنمود کله گوشه و چون دید مرا چه زنخها که برین خرقه و دستار آورد