لغت نامه دهخدا
کلبه دار. [ ک ُ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) دکان دار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به ماده بعد شود.
کلبه دار. [ ک ُ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) دکان دار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به ماده بعد شود.
دکان دار
{chalet maid} [گردشگری و جهانگردی] خانمی که برای مهمانان کلبۀ کوهستانی واقع در یک تفریحگاه برف سُری آشپزی و نظافت می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزگاریست که جز جهل و خیانت نخرند داری این مایه و گر نه خر ازین کلبه بران
💡 از آهنگری رست و سالار گشت پس از کلبه داری سپهدار گشت
💡 شوق، دار و خانه اهل بلاست کلبه پر نور مستان خداست
💡 ز چهر گلشن آرا خانه ام خلد برین آور ز لعل روح بخشا کلبه ام دار الشفا گردان