لغت نامه دهخدا
کلاه مال. [ ک ُ ] ( نف مرکب ) آنکه از نمد کلاه سازد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کسی که کارش تهیه کلاه نمدی از پشم و کرک است. ( فرهنگ عامیانه جمالزاده ). و رجوع به کلاه نمد شود.
کلاه مال. [ ک ُ ] ( نف مرکب ) آنکه از نمد کلاه سازد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کسی که کارش تهیه کلاه نمدی از پشم و کرک است. ( فرهنگ عامیانه جمالزاده ). و رجوع به کلاه نمد شود.
آنکه از نمد کلاه سازد. کسی که کارش تهیه کلاه نمدی از پشم و کرک است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرد خدا فریفته مال و جاه نیست در بند مال و دولت و تاج و کلاه نیست
💡 اتهامات تأیید نشده علیه ساتیا سای بابا که توسط مخالفان و پیروان سابق او ذکر شدهاند عبارتند از کلاهبردار مالی در پروژههای خدماتی، انحرافات اخلاقی و قتل.
💡 مال و زر سر را بود همچون کلاه کل بود او کز کله سازد پناه