کلاغ زدن

لغت نامه دهخدا

کلاغ زدن. [ ک َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) با تیر زدن به کلاغ، دو کلاغ زد. ( فرهنگ فارسی معین ). || طعنه و تمسخرکردن. ( فرهنگ فارسی معین ). کلاغ گرفتن. کنایه از طعنه زدن و کردن. ( آنندراج ). و رجوع به کلاغ گرفتن شود.

فرهنگ فارسی

۱ - با تیر زدن بکلاغ: ( دو کلاغ زد ). ۲ - طعنه و تمسخر کردن ( کلاغ گرفتن ).

جمله سازی با کلاغ زدن

💡 مجبور هستی‌ایم ز جرأت‌ گزیر نیست از پر زدن به نشئه نگیرد کسی ‌کلاغ