لغت نامه دهخدا
کشوربها. [ ک ِش ْ وَب َ ] ( ص مرکب ) که کشوری بهای اوست. که ارزش کشوری دارد. کنایه از پرقیمت. کنایه از پرارزش:
ز جعد غلامان کشوربها.نظامی.
کشوربها. [ ک ِش ْ وَب َ ] ( ص مرکب ) که کشوری بهای اوست. که ارزش کشوری دارد. کنایه از پرقیمت. کنایه از پرارزش:
ز جعد غلامان کشوربها.نظامی.
که کشوری بهای اوست. که ارزش کشوری دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز جعد غلامان کشور بها بهل بر چو من بندهٔ چینی رها