کرا کش

لغت نامه دهخدا

کراکش. [ ک ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) ( از: کرا، اجرت مکاری یا عمل او + کش، اسم فاعل از کشیدن ) مکاری. ( از دهار ). کرایه کش. آنکه حیوانی یا چیزی دیگر را به کرایه دهد. ( یادداشت مؤلف ): و کراکشان ما ترکان بودند گفتند این آدمی وحشی است. ( چهارمقاله ). قایقچی که کراکش مابود به مشارالیه اجرتی دادیم. ( تحفه اهل بخارا ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه ستوران را کرایه دهد مکاری: [ کرا کشان ما ترکان بودند... ] ( چهار مقاله )

جمله سازی با کرا کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر من بروم تو با که آرام کنی همنام من ای دوست کرا نام کنی

💡 کرا دشمن جان به پهلو درست کجابیم از آن گر، وی آنسوتر است

💡 مرد را گفتا که هین ای حیله جوی این نماز اینجا کرا کردی بگوی

💡 حکم کشتن هر کرا فرمود آن سلطان حسن شحنه عشق از برای جست و جوی من رسید

💡 با وجود او کرا باشد وجود ور تو گوئی هست آن عین خطاست

💡 هر کرا حب علی نیست بدیوان عمل دفتر اوست بدیوان حساب آلوده

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز