لغت نامه دهخدا
کراکش. [ ک ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) ( از: کرا، اجرت مکاری یا عمل او + کش، اسم فاعل از کشیدن ) مکاری. ( از دهار ). کرایه کش. آنکه حیوانی یا چیزی دیگر را به کرایه دهد. ( یادداشت مؤلف ): و کراکشان ما ترکان بودند گفتند این آدمی وحشی است. ( چهارمقاله ). قایقچی که کراکش مابود به مشارالیه اجرتی دادیم. ( تحفه اهل بخارا ).