باهمت

لغت نامه دهخدا

باهمت.[ هَِ م ْ م َ ] ( ص مرکب ) که همت دارد. دارای همت بلند. جوانمرد. باسخاوت. ( ناظم الاطباء ): مرد باهمت را فقر عذابی است الیم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 389 ). رجوع به همت شود.

فرهنگ فارسی

همت دار دارای همت

جمله سازی با باهمت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر آنکه همت داده ست طاقتی بدهاد چنانکه باشد باهمتی چنان درخور

💡 زان خداوند مر این مهتر باهمت را هر زمان بیش بود نیکویی ان شائالله

💡 باهمت بلند تو بهتر زمین پست با دولت جوان تو خوش تر جهان پیر

💡 با دولتیست باقی و با نعمتی تمام باهمتی که وهم نیارد برو گذار

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز