کر غول

لغت نامه دهخدا

کرغول. [ ] ( ص ) احمق. ابله. ( یادداشت مؤلف ):
به روی مشتی کرغول در فروخوانند
صفات دوزخ پرشدت و عذاب الیم.سوزنی.

جمله سازی با کر غول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیابان خون‌خوار و مأوای دیو ز هر سو برآورده غولان غریو

💡 تو کروبی نژاد آن بزم را کز مقدم آرائی ملک گر از فلک آید بود غول بیابانی

💡 بزرگترین واقعه تیراندازی او با دو غول نیرومند که فرزندان خدای دریاها بودند.

💡 سر اندر بیابان نهاده من و او همه جای دیوان و غولان سراسر

💡 کند بیغوله غولان و حوادث را نهد مختل بلی معمار چون خواهد که ملکی به شود ز اول

💡 ما مى خواهيم روى دو پاى خودمان بايستيم، بدون تكيه به هيچغول و غول بچه دنيا.

مرجان یعنی چه؟
مرجان یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز