کج خیال

لغت نامه دهخدا

کج خیال. [ ک َ ] ( ص مرکب ) کج فکر. کج اندیش. || شکاک. بددل.

فرهنگ فارسی

کج فکر. کج اندیش

جمله سازی با کج خیال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با خیالی زلف را در پاکشان منمای بیش فتنه‌ها بر سر چو زاین بخت نگون می‌آیدم

💡 در دلم غیر خیال تو تجلی نکند که در این آینه عکس همه کس پیدا نیست

💡 بود خیال مجسم وگرنه همچو خیال چگونه آسان می‌بگذرد به بحر و به بر

💡 خوش نقش خیالی است که بستیم به دیده بینیم به خوابی و به خوابی که چه گویم

💡 دم مزن از وصل فانی شکرها آور به جای کز خیال دوست مقصود دلت دانم رسید