کثرت داشتن

مترادف‌ها

زیاد بودن، فراوانی داشتن

متضادها

قلت داشتن

لغت نامه دهخدا

کثرت داشتن. [ ک َ / ک ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) فراوان بودن. بسیار بودن. وفور داشتن. افزونی داشتن. زیادتی داشتن. تکاثر داشتن. تعدد پیدا کردن. رجوع به کثرت شود.

فرهنگ فارسی

فراوان بودن. بسیار بودن

جمله سازی با کثرت داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هیتی‌ها به «هزار خدا» ی خود اشاره می‌کردند که تعداد زیادی از آن‌ها در کتیبه‌ها دیده می‌شد، اما امروزه چیزی جز نام آن‌ها نمانده است. این تعدد به مقاومت هیتی‌ها در برابر تلفیق‌گرایی نسبت داده شده است: بکمن (۱۹۸۹) مشاهده می‌کند که «بسیاری از شهرهای هیتی خدایان فردی نگهداری می‌کردند و از داشتن خدایان محلی به‌عنوان مظاهر یک شخصیت ملی اجتناب می‌کردند.» کثرت بدون شک ساخته سطحی از محلی‌سازی سیاسی-اجتماعی در درون «امپراتوری» هیتی است که به راحتی قابل بازسازی نیست.

💡 در فلسفه هستی‌شناسی، بحث درباره اینکه آیا واقعیت مطلق دارای کثرت داشتن است یا خیر، یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعاتی است که فیلسوفان را به فکر واداشته است.

💡 طبیعت پر است از تنوع و کثرت داشتن ویژگی‌های مختلف که باعث می‌شود هر موجود زنده بتواند در محیط خود به شکلی منحصر به فرد زندگی کند.

💡 وقتی در یک سیستم پیچیده اقتصادی کثرت داشتنِ متغیرهای مختلف را مشاهده می‌کنیم، درک پیش‌بینی دقیق آینده برای تحلیل‌گران بسیار دشوار و چالش‌برانگیز می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران