کثرت داشتن
مترادفها
زیاد بودن، فراوانی داشتن
متضادها
قلت داشتن
لغت نامه دهخدا
کثرت داشتن. [ ک َ / ک ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) فراوان بودن. بسیار بودن. وفور داشتن. افزونی داشتن. زیادتی داشتن. تکاثر داشتن. تعدد پیدا کردن. رجوع به کثرت شود.
فرهنگ فارسی
فراوان بودن. بسیار بودن
جمله سازی با کثرت داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیتیها به «هزار خدا» ی خود اشاره میکردند که تعداد زیادی از آنها در کتیبهها دیده میشد، اما امروزه چیزی جز نام آنها نمانده است. این تعدد به مقاومت هیتیها در برابر تلفیقگرایی نسبت داده شده است: بکمن (۱۹۸۹) مشاهده میکند که «بسیاری از شهرهای هیتی خدایان فردی نگهداری میکردند و از داشتن خدایان محلی بهعنوان مظاهر یک شخصیت ملی اجتناب میکردند.» کثرت بدون شک ساخته سطحی از محلیسازی سیاسی-اجتماعی در درون «امپراتوری» هیتی است که به راحتی قابل بازسازی نیست.