کت بستن

لغت نامه دهخدا

کت بستن. [ ک َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) دستهای کسی را به بند از بالای بازو به پشت بستن. ( از فرهنگ فارسی معین ). || مجازاً، مغلوب کردن. ( مخصوصاً در مشاعره ) ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - دستهای کسی را از بای بازو بوسیل. طناب به پشت بستن: [ از جیبش طنابی بیرون کشید و کتهای حسن را بست ]. ۲ - مغلوب کردن ( مخصوصا در مشاعره )

جمله سازی با کت بستن

💡 فشاندن بر ثمر دامان خود چون سرو، ازین غافل که می باید به برگ از بی بری دل چون ثمر بستن

💡 دولت هائى كه اكنون با اسرائيل در حال جنگ مى باشند لازم است كه در اين پيكار مقدساسلامى جدى و قوى الاراده باشند، استقامت و پايدارى كنند، از تواصى به حق، تواصىبه صبر كه دستور الهى مى باشد غفلت نورزند، به توصيه يا امر سازمان هاىوابسته به قدرت هاى استعمارى براى آتش بس اعتنا نكنند و مطمئن باشند كه در سايهبردبارى و استقامت، با كار بستن دستورات اسلامى، فتح و ظفر از آن ملت اسلام مىباشد.

💡 مانع رزق مقدر نشود در بستن در رحم روزی اطفال مهیا گردد

💡 دهان شکوه ما را به حرفی می توان بستن به مویی می توان زد بخیه این زخم نمایان را

ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز