لغت نامه دهخدا
کبره بستن. [ ک َ ب َ رَ / رِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب )ظاهر شدن پوسته نازک بر روی زخم. ( فرهنگ فارسی معین ). || کلفت شدن پوست کف دست و غیره بر اثر کار بسیار و تماس با اشیاء. ( فرهنگ فارسی معین ).
کبره بستن. [ ک َ ب َ رَ / رِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب )ظاهر شدن پوسته نازک بر روی زخم. ( فرهنگ فارسی معین ). || کلفت شدن پوست کف دست و غیره بر اثر کار بسیار و تماس با اشیاء. ( فرهنگ فارسی معین ).
( مصدر ) ۱ - ظاهر شدن پوسته ای نازک بر روی زخم. ۲ - کلفت شدن پوست کف دست و غیره بر اثر کار بسیار و تماس با اشیائ.