لغت نامه دهخدا
کبک بچه. [ ک َ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / ب َچ ْ چ ِ ] ( اِ مرکب ) بچه کبک. جوجه کبک. سُلَک. ( منتهی الارب ذیل کلمه سلک ) ( دهار ). سلَکَة. سِلکانَة. ( از منتهی الارب ذیل کلمه سلک ).
کبک بچه. [ ک َ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / ب َچ ْ چ ِ ] ( اِ مرکب ) بچه کبک. جوجه کبک. سُلَک. ( منتهی الارب ذیل کلمه سلک ) ( دهار ). سلَکَة. سِلکانَة. ( از منتهی الارب ذیل کلمه سلک ).
بچه کبک جوجه کبک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهنگ سفید در آبهای قطب شمال میان عرضهای جغرافیایی °۵۰ تا °۸۰ شمالی زندگی میکند. این نهنگ در حوضه آبی رود سن لوران در استان کبک کانادا نیز یافت میشود. در هنگام تابستان آنها در دهانه رودها دیده میشوند؛ جایی که در آن به تغذیه و پرورش بچههایشان میپردازند. دمای آب این مناطق ۸ تا ۱۰ درجه سلسیوس است.
💡 چون ماه فروزنده ز هر حجره درآمد حوری بچهیی سرو به قد کبک به رفتار