کانسه گر

لغت نامه دهخدا

کانسه گر. [ س َ / س ِ گ َ ] ( ص مرکب ) کاسه گر. کاسه ساز. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کاسه گر شود.

جمله سازی با کانسه گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جوی اشگ از دیده هر سو کن روان کانسهی سرو خرامان میرسد

💡 و از منوچهر این سودها بود که سلم و تور را به کین ایرج که نیایش بود [بکشت] و از آسیب رسانیدن به جهان بازداشت و از زمین پدشخوارگر (=مازندران) تا بن گوزگ (شاید میان گوزگان و جیحون) که افراسیاب گرفته بود، به پیمان از افراسیاب بازستد و به ملکیت ایرانشهر آورد و افزودن دریاچه کانسه (=هامون) که افراسیاب آن را پایمال کرده بود و آب را از آن روانه ساخت».

💡 بندهای ۹۱ تا ۹۶ به اَستوت ارته[Latin ۶۹] که همان سوشیانس یا آخرین منجی است؛ و ظهور او از دریای کانسه در سیستان و پیروز نیروهای خیر بر شر اختصاص دارد..

💡 بندهای ۹۱ تا ۹۶ به اَستوت ارته[Latin ۱۷] که همان سوشیانس یا آخرین منجی است؛ و ظهور او از دریای کانسه در سیستان و پیروز نیروهای خیر بر شر اختصاص دارد..

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز