کام و کر
مترادفها
کر و لال، ناشنوا و گنگ
متضادها
شنوا و گویا
لغت نامه دهخدا
کام و کر. [ م ُ ک َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) مراد و هوی. از اتباع و کر بمعنی مراد و مقصود است. ( یادداشت مؤلف ):
کار بی علم کام و کر ندهد
تخم بی مغز بار و بر ندهد.
سنایی غزنوی ( از فرهنگ نظام ) ( حاشیه برهان چ معین ).
دهر اگر خوان زندگانی ساخت
خورد هر چاشنی که کام و کر است.خاقانی. || قدرت و توان. ( یادداشت مؤلف ):
ای بذل تو سیم و زر، وی کار تو کام و کر
وی رأی تو ماه و خور، وی صنع تو رفق و کین.مختاری ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
مراد و هوی
جمله سازی با کام و کر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گه و بیگه درآید از درِ تو کام و ناکام گشته همسر تو
💡 سپاه تو را کام و راه تو را همان زنده پیلان و گاه تو را
💡 چرا بیرون خود بنهادهٔ گام از آن اینجا فتادی کام و ناکام
💡 چون صورت خویشتن در آیینه بدید وان کام و دهان و لب و دندان لذیذ
💡 خطابت میکند در روز و در شب حقیقت دوست را بی کام و بی لب