لغت نامه دهخدا
کافته دل. [ ت َ / ت ِ دِ ] ( ص مرکب ) شکافته دل. مجازاً افسرده و دلسوخته.
کافته دل. [ ت َ / ت ِ دِ ] ( ص مرکب ) شکافته دل. مجازاً افسرده و دلسوخته.
( صفت ) ۱ - شکافته دل. ۲ - افسرده دلسوخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو باران نبودی جگر تافته بُدندی لب از تشنگی کافته
💡 لب کین کشان کافته زیر کف ز گرمای خورشید خفتان چو خَف
💡 ز افسون دیوان دلت کافته دم جادوان پیکرت تافته
💡 یلان را جگر بد ز کین تافته شده بانگ سست و لبان کافته