کاشی ساز
مترادفها
کاشیکار
لغت نامه دهخدا
کاشی ساز. ( نف مرکب ) آنک کاشی سازد. کسی که کاشی بعمل آرد.
فرهنگ عمید
= کاشی پز
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که کاشی سازد آنکه کاشی درست کند.
جمله سازی با کاشی ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رودسر از مراکز مهم نوغانداری، پروش کرم ابریشم و تولید نخ ابریشم بودهاست (جهت اهمیت موضوع قابل ذکر است، نخ ابریشم تنهامحصول صادرات دولت صفوی بود) مشاغلی مانند کوزهگری و کاشی سازی و حصیر بافی و دوزندگی(قلاب بافی با نخ ابریشم)، از مشاغل سنتی رودسر تلقی میشود.
💡 تا قرن بیستم، مواد مورد استفاده برای ساخت، به آجر، سنگ، چوب و فولاد محدود میشدند تا سازه را شکل دهند، تخته سنگ و کاشی برای پوششهای سقف، سرب و بعضی اوقات مس برای ریزه کاریهای ضدآب کردن و جلوههای تزئینی سقف. رومیها از بتن استفاده میکردند، اما تا زمان اختراع بتن مسلح در سال ۱۸۴۹ به عنوان مصالح ساختمانی عملاً ناشناخته بود. ساخت و ساز مدرن بسیار پیچیدهتر است با دیوارها، کفها و سقفهایی که از اجزای بسیاری ساخته شدهاند تا سازه، عایق و ضدآب را اغلب به عنوان لایههای جداگانه یا عناصر جدا شامل شوند.