کا شکن

لغت نامه دهخدا

کاشکن. [ ک َ ] ( اِخ ) از قرای بخاراست. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) نوعی حلوا: [ بر افراختند از قفایش چو باد ز کا شکن سنجق عدل و داد ]. ( بسحاق اطعمه )

جمله سازی با کا شکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز کمند زلف تو هر شکن گرهی فکنده به کار من به گره‌گشایی لعل خود که ز کار من گرهی گشا

💡 شانه را هرگز ز زلف پر شکن روزی نشد این گشایشها که دل از حلقه های دام یافت

💡 تا دلم در شکن زلف تو آرام گرفت دیده من شده در خون دل خویشتن است

💡 شکر کمال حلاوت پس از ریاضت یافت نخست در شکن تنگ از آن مکان گیرد

💡 در باغ عمر ما چو سزای تو میوه نیست گه بیخ خشک سوز و گهی شاخ تر شکن

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز