ژولیده کردن
مترادفها
آشفته کردن، بههم ریختن
متضادها
مرتب کردن، شانه کردن
لغت نامه دهخدا
ژولیده کردن. [ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پراکنده کردن. پریشان کردن موی.
فرهنگ فارسی
پراکنده کردن. پریشان کردن موی.
جمله سازی با ژولیده کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ، معروف به ال، بزرگترین کارآگاه جهان است. او وظیفه ردیابی و دستگیر کردن کیرا را بر عهده میگیرد. از خصوصیات ال این است که فقط در ملأ عام کفش میپوشد. ظاهر ژولیده و بازی کردن مداوم با غذاهایش که معمولاً از شکلات یا میوه تشکیل میشود باعث میشود که مردم نسبت به موقعیت ال شک کنند. او در تنهایی زندگی میکند و تنها رئیس او واتاری میتواند مستقیماً با او تماس بگیرد. ال مشکوک میشود که لایت همان کیرا است، اما نمیتواند بدگمانی خود را تأیید کند، هر چند که حق با اوست.