فرهنگستان زبان و ادب
{genocopic} [زیست شناسی] مربوط به ژن نمایی
{genocopic} [زیست شناسی] مربوط به ژن نمایی
💡 چه بوریا همه تن استخوان نما شده ام هما ز سایه خود می کشد به زنجیرم
💡 یاد بگذشته چو آن دور نمای وطن است که شود برافق شام غریبان ترسیم
💡 تا که جان بازد ز شوق روی خوبت جان من عاشقان خویش را ای ماه گاهی رو نما
💡 ظاهر چو بایزیدی و باطن چو بولهب گندم نمای ز اصل و چه پوسیده ارزنی
💡 ای ربیع فضل، از تو گشت آدم را شرف وی ربیع فصل، از تو گشت عالم را نما