لغت نامه دهخدا
چینی بندزدن. [ ب َزَ دَ ] ( مص مرکب ) بهم پیوستن قطعات کاسه و بشقاب شکسته و امثال آن با بندهای کوچک فلزی. کاسه دوختن.
چینی بندزدن. [ ب َزَ دَ ] ( مص مرکب ) بهم پیوستن قطعات کاسه و بشقاب شکسته و امثال آن با بندهای کوچک فلزی. کاسه دوختن.
کاسه دوختن. بهم پیوستن قطعات کاسه و بشقاب شکسته و امثال آن با بند های کوچک فلزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تفتگر و چینی بند زن: مرحوم علی اصغر حاتمی