چین ماچین

لغت نامه دهخدا

چین ماچین. ( اِ مرکب، از اتباع ) چین و ماچین. قِر و فر. با چین های بسیار در جامه. رجوع به چین و ماچین شود.
چین ماچین. [ ن ُ ] ( اِخ ) چین و ماچین. نام چین شمالی؛ یعنی ترکستان. ابن البیطار در شرح ماده راوند گوید: فارسیان، چین شمالی یعنی ترکستان را چین ماچین خوانند و آن مثل این است که بگویند چین ِ چین. «و هو ببلاد الترکستان التی یسمونها الفرس چین ماچین؛ ای صین الصین ». ( مفردات ابن البیطار ج 1 ص 131 ).
شاید اصل آن چین و ماوراءِ چین باشد؛ یعنی چین و کشنشین و نیز ممکن است مراد چین ( ترکستان شرقی ) و مهاچین ( چین بزرگ ) باشد. رجوع به چین و ماچین شود.

فرهنگ فارسی

نام چین شمالی یعنی ترکستان

جمله سازی با چین ماچین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز ماچین و چین تا به جیحون مراست بزرگی ز هر شاهی افزون مراست

💡 دلا مقید آن گیسوان پرچین باش در این دو سلسله خاقان چین و ماچین باش

💡 زمان تا زمان می‌رسد شیر دل ز رزمش شه چین و ماچین خجل

💡 درفشش بماندند و او خود برفت سوی چین و ماچین خرامید تفت

💡 هر آن نقشی کز آن گیسو کشیدم نه در چین بلکه در ماچین ندیدم

💡 به ماچین و چین آمد این آگهی که بنشست رستم به شاهنشهی

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز