چین خوردن

مترادف‌ها

چروک شدن، مچاله شدن، تا شدن

متضادها

صاف شدن

لغت نامه دهخدا

چین خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) شکن گرفتن. ترنجیدن. شکن یافتن. چروک پیدا کردن. چنانکه رخسار و رو. لا و تا یافتن چنانکه در پارچه؛این پارچه خوب چین نمیخورد. رجوع به ترنجیدن شود.

جمله سازی با چین خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 داستان فیلم در دهه ۲۰۰۰ در یک شهر متوسط ​​چین واقع در شمال شرقی چین، نزدیک مرز روسیه اتفاق می افتد. پیرمردی چاق به نام دینگ شاهد چاقو خوردن مردی توسط گروهی است، اما وقتی توسط پلیس برای شناسایی مظنون احضار می شود، مردد می شود...

💡 به دلیل کیفیت پایین پارچه و شستشوی نامناسب، لباس جدید من پس از اولین بار استفاده، به شدت دچار چین خوردن و بی‌نظمی شد.

💡 مشاهده چین خوردن پوست در ناحیه دور چشم می‌تواند نشانه‌ای از کاهش الاستیسیته و پیری زودرس پوست بر اثر قرار گرفتن در معرض آفتاب باشد.

💡 وقتی برف سنگین روی سطح رودخانه می‌نشیند، لایه‌های مختلف آن باعث چین خوردن سطح یخ و ایجاد شکاف‌های خطرناک در مسیر عبور می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران