چکمه سیاه
مترادفها
چکمه مشکی
لغت نامه دهخدا
چکمه سیاه. [ چ َ م ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دالوند بخش زاغه شهرستان خرم آباد که در 13 هزارگزی خاور زاغه و 4 هزارگزی خاور راه شوسه خرم آباد به بروجرد واقع است. جلگه و سردسیر است و 160 تن سکنه دارد. آبش از سراب چکمه سیاه. محصولش غلات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان بافتن فرش و جاجیم و راهش مالرو است. ساکنین این آبادی از طایفه دالوند می باشند که برای تعلیف احشام خود به قشلاق اطراف میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان دالوند بخش زاغه شهرستان خرم آباد.
جمله سازی با چکمه سیاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لباس چرمپوشان متشکل از کلاه، پیراهن آستینکوتاه، جلیقه، کاپشن، شلوار یا دامن، کیرپوش، دستکش، کمربند، چکمه و پوتین است که همگی کاملاً از چرم سیاه ساخته شدهاند.
💡 |شلوار جین]]های تنگ آبی یا مشکی یا شلوارهای کتانی و چکمههای موتورسواری، پوتین یا کفشهای ورزشی و تیشرتهای سیاه به همراه ژاکتهای بدون آستین جین یا چرم مزین با وصلههای بافته و دکمهها و پینهای باندهای هوی متال میباشد.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به آوای تندر، کوکب سیاه، چکمههای غیرعادی، هکس و حرف اف اشاره کرد.
💡 لباس بتمن، شبیه به خفاش است. این لباس از تنپوش، شورت، ماسک، شنل، دستکش و چکمه تشکیل شدهاست. تا پیش از دههٔ ۹۰، تنپوش او، خاکستری است و شنل، ماسک، دستکش، شورت و چکمهی او، معمولاً یا سیاه است (با برچسب براق خاکستری یا آبی) یا بهطور کامل، آبی؛ بنابراین لباس بتمن، یا ترکیبی است از سیاه و خاکستری یا از آبی و خاکستری.