چوب کاو

لغت نامه دهخدا

چوب کاو. ( نف مرکب ) آنچه بدان چوب را بکاوند. کاونده چوب. عتله. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

آنچه بدان چوب را بکاوند. کاوند. چوب. عتله.

جمله سازی با چوب کاو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صد چوب تیر از ترکشت کاو بر دل ما می زند دل کرده‌ام قربان او جان و جهان پیشش سپر

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز