لغت نامه دهخدا
چوب کاو. ( نف مرکب ) آنچه بدان چوب را بکاوند. کاونده چوب. عتله. ( منتهی الارب ).
چوب کاو. ( نف مرکب ) آنچه بدان چوب را بکاوند. کاونده چوب. عتله. ( منتهی الارب ).
آنچه بدان چوب را بکاوند. کاوند. چوب. عتله.
💡 صد چوب تیر از ترکشت کاو بر دل ما می زند دل کردهام قربان او جان و جهان پیشش سپر