لغت نامه دهخدا
چهر بر چهر نهادن. [ چ ِ ب َ چ ِ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) رخساره به رخساره نهادن. صورت روی صورت نهادن:
بشد چهر بر چهر خسرو نهاد
گذشته سخن ها همه کرد یاد.فردوسی.
چهر بر چهر نهادن. [ چ ِ ب َ چ ِ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) رخساره به رخساره نهادن. صورت روی صورت نهادن:
بشد چهر بر چهر خسرو نهاد
گذشته سخن ها همه کرد یاد.فردوسی.
رخساره بر رخساره نهادن. صورت روی صورت نهادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر افراز و بادانش و خوب چهر بر آزادگان بر بگسترده مهر
💡 ای چهر بر فروخته ات، لاله زار عمر بازآ که بی رخ تو خزان شد بهار عمر
💡 رسانم هر دو را چون ماه با مهر نشانم مهر و مه را چهر بر چهر
💡 نهاده همه چهر بر چشم شاه بدان تا چه گوید ز کار سپاه
💡 بشد خواب و آرام زان خوب چهر بر دایه شد با دلی پر ز مهر