لغت نامه دهخدا
چهارجل. [ چ َ / چ ِ ج ُ ] ( اِ مرکب ) چهارجامه. رجوع به چارجل و چارجامه شود.
چهارجل. [ چ َ / چ ِ ج ُ ] ( اِ مرکب ) چهارجامه. رجوع به چارجل و چارجامه شود.
چهار جامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دربرداشت عامه از کیمیاگران، آنان دانشمندان شبه علم، دروغگو و شیاد تلقی میشوند، که تلاش میکردند سرب را به طلا تبدیل کنند، و بر این باور بودند که جهان از چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش تشکیل شده و بیشتر وقت خود را صرف ترکیب داروها، سموم، و شربتهای معجزهآسا میکردند.
💡 وگر دو پیکر جز بر درش کمر بندد چهار پیکر سازد ز شکل دو پیکر
💡 هر یک از چهار بخش (خواندن، شنیدن، گفتگو و نوشتن) نمرهای از ۰ تا ۳۰ کسب میکند.
💡 رزان بخاطر ارسال گزارشهایی از جنایتهای رژیم اسد در حق مردم سوریه، در ۶ اکتبر ۲۰۱۱ موفق به دریافت جایزه آنا پولیتکوفسکایا از جمعیت حقوق بشری انگلستان بنام (RAW in War) گردید و در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۱۱ پارلمان اروپا او و چهار شهروند عرب دیگر را برای دریافت جایزه «آزادی اندیشه ساخاروف» کاندید کرد.
💡 نرفت از لشکر و سرخیل و سردار به قدر چهار سال از پیش او کار
💡 حتى امروز انواع سرمها و واكسنها را كه براى مبارزه با بيماريها يا پيشگيرى، مؤثرترين وسيله اند با استفاده از چهار پايان و موادى كه از خون آنها مى گيرند، تهيهمى شود.