چنگال زدن

لغت نامه دهخدا

چنگال زدن. [ چ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) دست زدن. بمجاز دلبسته شدن بچیزی. متوسل شدن:
چنگال مزن در این شتابنده
کت زود کند ز خویشتن زایل.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

دست زدن بمجاز دلبسته شدن بچیزی. متوسل شدن.

جمله سازی با چنگال زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کرکس سیاه پرنده‌ای نسبتاً بزرگ از گروه پرندگان شکاری است. معمولاً طول آن ۶۵ سانتی‌متر و گستردگی دو سر بال‌هایش ۱٫۵ متر است و بین ۲ تا ۲٫۷۵ کیلوگرم وزن دارد. پوشش بال و پر این پرنده عمدتاً سیاه و برّاق است و سر و گردنی بدون پر با پوستی تیره و چروکیده به رنگ خاکستری دارد. عنبیهٔ این جانور، قهوه‌ای است و دو ردیف ناقص مژه در پلک بالایش و دو ردیف ناقص در پلک پایینش دارد. پاهای این پرنده سفید مایل به خاکستری است و دارای دو انگشت بلند اما با بافتی ناچیز در جلوی هر پایش است. پاهایش صاف و نسبتاً ضعیف هستند و توانایی کمی در چنگ زدن دارند؛ به‌طوری‌که چنگال‌هایش نسبتاً کند بوده و برای چنگ‌زدن طراحی نشده‌اند. بدون پر بودن پوست کرکس سیاه در نواحی سر و گردن، می‌تواند با دفع گرمای بدن او در ارتباط باشد.

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز