چمن ارای

لغت نامه دهخدا

( چمن آرای ) چمن آرای. [ چ َ م َ ] ( نف مرکب ) باغبان. ( آنندراج ). آرایش کننده و زینت دهنده باغ. ( ناظم الاطباء ). آنکس که گلها و درختهای باغ و گلستان را آرایش و پیرایش کند. چمن پیرای. چمن طراز. چمن ساز:
من اگر خوبم اگر بد چمن آرایی هست
که از آن دست که میپروردم میرویم.حافظ.جان فدای دهنش باد که در باغ نظر
چمن آرای جهان خوشتر ازین غنچه نبست.حافظ.رجوع به چمن پیرای و چمن طراز و چمن سازشود. || کنایه از گل و سبزه و آنچه مایه ٔآرایش باغ و بستان است:
هر گل نو که شد چمن آرای
اثر رنگ و بوی صحبت اوست.حافظ.

فرهنگ فارسی

( چمن آرا ی ) عمل شغل چمن آرا آرایش مرغزار.

جمله سازی با چمن ارای

💡 شوخی سر و برگ چمن آرایی ما نیست یکسر چو عرق جوهر ایجاد حیاییم

💡 اجر صبری که به حرمان گلستان کردم چمن آرایی آن سرو روانم دادند

💡 خاشاک مرا تاب شرر چهره فروزست در جلوه سپاس از چمن آرای ندارم

💡 چمن سبز فلک را چمن آرایی هست زیر این زنگ، نهان آیینه سیمایی هست

💡 هست امید که تا بهر چمن آرایی ابر بر سنبل و نسرین و سمن غالیه ساست

💡 من اگر خارم اگر گل چمن آرایی هست که بدان دست که می پروردم می‌رویم