چم گردان

لغت نامه دهخدا

چم گردان. [ چ َ گ ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اُشیان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان که در 19 هزارگزی جنوب باختر فلاورجان و 2 هزارگزی راه شوسه شهرکرد به اصفهان واقع است. جلگه و معتدل است و 2595 تن سکنه دارد.آبش از رودخانه زاینده رود. محصولش غلات، برنج و پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان کرباسبافی و راهش ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان آشیان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان.

جمله سازی با چم گردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الا یا خیمهٔ گردان به گرد بیستون مسکن گه از بن دامنت ماهست و گاهت ماه بر دامن

💡 این قدر بر گردن گردان زدی شمشیر بران این قدر دادی کمیت جهد را در جنگ جولان

💡 سپس دست مبارك بدل او فرود آورد و گفت: خدايادل او را پاك گردان و گناه او را بيامرز.

💡 به غربال بصیرت پاک گردان دانه خود را که هر تخمی که کاری، یک به یک خواهد دمید آنجا

💡 دل خون گشته ام را از لب خود کامران گردان سبوی باده ام را پر ز آب زندگانی کن

💡 98-مومنون /99- 100: اى پروردگار من، مرا باز گردان، شايد كارهاى شايستهاى را كه ترك كرده بودم، به جاى آوردم..

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز