چم رحیم

لغت نامه دهخدا

چم رحیم. [ چ َ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سربند پایین بخش سربند شهرستان ارا» که در 30 هزارگزی جنوب باختری آستانه و 30 هزارگزی راه مالرو عمومی واقع است. کوهستانی و سردسیر است و 340 تن سکنه دارد. آبش از قنات و چشمه. محصولش غلات، بنشن، پنبه، انگور، قلمستان و میوجات. شغل اهالی زراعت، گله داری و قالیچه بافی وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان سربند پایین بخش سربند شهرستان اراک

جمله سازی با چم رحیم

💡 خواجه بر مال خود آن گونه رحیم است و شفیق که به چشم شفقت می‌نگرد در همه چیز

💡 کَج‌محمدگوابر، روستایی از توابع بخش رحیم‌آباد شهرستان رودسر در استان گیلان ایران است.

💡 آتشین دل دلبری دارم خدا را چون کنم ای عزیزان همّتی کان دل مگر گردد رحیم

💡 ریاست این سازمان در حال حاضر بر عهده سردار سرتیپ پاسدار رحیم یعقوبی است.

💡 خدایگانا، آنی که آفرید مگر ز بهر رحمت عالم ترا خدای رحیم ؟

💡 بلده سرا، روستایی از توابع بخش رحیم‌آباد شهرستان رودسر در استان گیلان ایران است.