چشمه مراد

لغت نامه دهخدا

چشمه مراد. [ چ َ م َ م ُ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «از مزارع طبس مسینا از محال قاینات است ». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 245 ).
چشمه مراد. [ چ َ م َ م ُ ] ( اِخ ) دهی است ازدهستان زیدون بخش حومه شهرستان بهبهان که در 40 هزارگزی جنوب راه شوسه آغاجاری به بهبهان واقع است. دشت و گرمسیر است و 66 تن سکنه دارد. آبش از چشمه. محصولش غلات، پشم و لبنیات. شغل اهالی زراعت و حشم داری و راهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
چشمه مراد. [ چ َ م َ م ُ ] ( اِخ ) نام کوهی و ناحیتی است به هرسین.

فرهنگ فارسی

نام کوهی و ناحیتی است به هر سین

جمله سازی با چشمه مراد

💡 مراد از كلمه (ظلال ) سايه هاى بهشت، و مراد از كلمه (عيون ) چشمه هاى آن است،كه اهل بهشت از آن سايه ها استفاده نموده، و از آن چشمه ها مى نوشند، و كلمه فواكه جمع  فاكهه است كه به معناى ميوه است.