چشم چرانی کردن
مترادفها
چشمچران کردن، چشمچرانی
متضادها
تمرکز کردن، دقت کردن
لغت نامه دهخدا
چشم چرانی کردن. [ چ َ / چ ِ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نظربازی کردن. بتماشای خوبرویان در مجالس و معابر مشغول شدن. چشم چراندن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نظر بازی کردن.
جمله سازی با چشم چرانی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این مقاله، مالوی خواستار تخریب ساختار فیلم مدرن به عنوان تنها راه آزادسازی زنان از چنگ ابزار شدن جنسی میشود. او خواستاز حذف چشم چرانی از فیلمها به وسله فاصله گذاری بین شخصبت زن و بیننده مرد میشود. مالوی تنها راه چاره برای اینکار را در حذف مؤلفههای چشم چرانی میداند.
💡 در طول آن فیلم عاشقانه، بازیگر زن با چشم چرانی کردن و نگاههای ریز، توانست احساسات پیچیده و مخفیانه شخصیت خود را به خوبی به مخاطب منتقل کند.
💡 او مدام در حال چشم چرانی کردن بود تا از زیر نگاه پرسشگرانه رئیس خود در جلسه فرار کند، اما این حرکت بسیار مشکوک به نظر میرسید.
💡 آن دختر با چشم چرانی کردن و لبخندهای ریز، سعی داشت به دوستپسر خود بفهماند که از تصمیم او برای رفتن به سفر بسیار ناراحت است.