چشم عریان
مترادفها
آشکار، عیان
متضادها
پوشیده، پنهان
لغت نامه دهخدا
چشم عریان. [ چ َ / چ ِ م ِ ع ُرْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ظاهراً کنایه از چشم نابیناست:
سواد هند خاطرخواه باشد بیکمالان را
نماید خانه تاریک روشن چشم عریان را.حضرت شیخ ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
ظاهرا کنایه از چشم نابیناست
جمله سازی با چشم عریان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خلقی از وضع جنون ما به عبرت دوخت چشم هر کجا گل میکند عریانی ما سوزن است
💡 ستارهها در شبهای بسیار صاف و دور از آلودگیهای نوری شهر، با چشم عریان و بدون نیاز به تلسکوپ به وضوح در آسمان میدرخشند.
💡 بسیاری از مردم در سفر به کویر، از تماشای منظره خیرهکننده که با چشم عریان قابل مشاهده است، احساس آرامش و هیجان عجیبی پیدا میکنند.
💡 کارشناسان میگویند برای دیدن جزئیات بسیار ریز در این بافت میکروسکوپی، مشاهده با چشم عریان غیرممکن است و حتماً باید از تجهیزات مخصوص استفاده کرد.