لغت نامه دهخدا
چرم فروش. [ چ َ ف ُ ] ( نف مرکب ) فروشنده چرم. چرم فروشنده. صَرّام. آنکس که فروختن چرم پیشه دارد. کسی که چرم فروشی پیشه اوست. رجوع به چرم فروشی شود.
چرم فروش. [ چ َ ف ُ ] ( نف مرکب ) فروشنده چرم. چرم فروشنده. صَرّام. آنکس که فروختن چرم پیشه دارد. کسی که چرم فروشی پیشه اوست. رجوع به چرم فروشی شود.
عمل فروختن چرم فروختن چرم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرم، بهطور ویژه کالاهای تولیدشده توسط صنعت چرم ایران، توانستهاند بازارگاهی پرسود در محله داشته باشند. بسیاری از بوت و نیمبوتهای چرم زنانه و بچهگانه از طریق فروشگاههای وابسته یا نمایندگی رسمی شرکتهای ایرانی، در محله به فروش میرسند. در شرق تهران، این محله یکی از محلههای مهم برای خرید چکمه چرم زنانه، بچهگانه و مردانه ایرانی است.
💡 در دسامبر ۲۰۲۲، خودروساز تونسی والیسکار، والیس ۷۱۹ که یک مدل کمی تغییریافته از رانا پلاس بود را در بازار تونس عرضه کرد. والیس ۷۱۹ که در بازار تونس با قیمت پایه ۴۷ هزار و ۱۴۰ دینار تونس (تقریباً معادل ۱۵ هزار و ۲۷۰ دلار آمریکا) به فروش میرسد، از سقف شیشهای بیبهره است؛ ولی از موتور و گیربکس مشترک با رانا پلاس پانوراما بهره میبرد. علاوه بر این، این خودرو از روکش صندلی چرم و رینگ آلومینیومی بهره میبرد و ترمز عقب آن نیز دیسکی است.