لغت نامه دهخدا
چرب شیرین. [ چ َ ] ( ص مرکب ) طعام لذیذ و خوش مزه. ( ناظم الاطباء ). غذای چرب و شیرین. خوراک چربی دار و شیرینی دار.
چرب شیرین. [ چ َ ] ( ص مرکب ) طعام لذیذ و خوش مزه. ( ناظم الاطباء ). غذای چرب و شیرین. خوراک چربی دار و شیرینی دار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتی مگر که دور نباید شد زین تلخ و شور و چرب و خوش و شیرین
💡 به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین نه بدان کیسه پرزر نه بدین کاسه زرین
💡 زماهی و از مرغ بریان گرم همان چرب و شیرین و از نان نرم
💡 این بگوید لباس نرم بپوش چرب و شیرین خوش است از آن خورونوش
💡 در بوستان دنیا تا خوگ زاد ازان پس تلخ است و زشت و گنده خوش بوی و چرب و شیرین
💡 به شیرینی بدل شد تلخی بادام از شوری نمک را چرب نرمی مرهم کافور میسازد