چراغ گل کردن

لغت نامه دهخدا

چراغ گل کردن. [ چ َ / چ ِ گ ُک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از چراغ روشن کردن. ( آنندراج ). ترقی کردن و زیاد شدن روشنی چراغ، چه ترقی هر چیز را، گل کردن آن گویند. ( فرهنگ نظام ):
شبی کز می چراغ حسن اوگل کرد دانستم
که هم بلبل من سرگشته هم پروانه خواهم شد.خواجه آصفی ( از آنندراج ). || کنایه از چراغ خاموش کردن هم آمده. برای اطفای چراغ، چون چراغ نشاندن و چراغ کشتن مستعمل است. ( آنندراج ). خاموش کردن چراغ، چه فتیله نیم سوخته که بعد از خاموش شدن شعله چند لحظه سرخ میماند تشبیه به گل شده است. ( فرهنگ نظام ):
درآن محفل که شمع روی او نیست
چراغ دیده را گل میتوان کرد.طاهر غنی ( از آنندراج ).رجوع به چراغ خاموش کردن و چراغ کشتن شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از چراغ روشن کردن. ترقی کردن و زیاد شدن روشنی چراغ چه ترقی هر چیز را.

جمله سازی با چراغ گل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آستین دست ندارد به چراغ گل داغ این چراغی است که تا دامن محشر سوزد

💡 آنجا که شمع روی تو افروخت باغبان دامن زند چراغ گل نو دمیده را

💡 بر افروخته چون کلاه قباد چراغ گل و مشعل لاله باد

💡 ایاغ لاله پرکن در صف باغ چراغ گل برافروزان بمحفل

💡 هش دار که بس مرغ جگر سوخته از آه افروخت چراغ گل و بر باد سحر رفت

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز