چراغ دستی
مترادفها
فانوس، چراغچه
لغت نامه دهخدا
چراغ دستی. [ چ َ / چ ِ دَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چراغ کوچک نفتی یا برقی که مخصوص بدست گرفتن و با خود داشتن و از جایی بجایی بردن است. فانوس کوچک. چراغ برقی کوچک و استوانه ای شکل دارای لامپ و قوه برق که با فشار دادن دگمه ای روشن و خاموش شود. چراغ قوه. رجوع به چراغ شود.
فرهنگ فارسی
چراغ کوچک نفتی یا برقی که مخصوص بدست گرفتن و یا خود داشتن و از جایی بجایی بردن است ٠فانوس کوچک.
جمله سازی با چراغ دستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نداد نور شراری چراغ هستی ما گلی نچید ز شاخ، دراز دستی ما
💡 آرم قدیمی تیلور و فرانسیس دستی را نشان میدهد که در یک چراغ روشن، روغن میریزد و با عبارت لاتین «برای تغذیۀ شعله (دانش)» همراه میشود. آرم مدرن اما یک چراغ نفتی تلطیف شده در یک دایره است.
💡 تکنسین تعمیرات در هنگام بررسی زیر بخشهای مختلف ماشین در محیطهای کمنور، از یک چراغ دستی با کیفیت بالا برای دیدن جزئیات دقیق قطعات استفاده میکند.
💡 در کمپینگهای شبانه، استفاده از چراغ دستی برای پیدا کردن مسیر در جنگل و آماده کردن وعدههای غذایی بسیار کاربردی و برای امنیت افراد ضروری است.
💡 نجاتگران در عملیاتهای جستجو و نجات در مناطق تاریک، همواره چراغ دستی قدرتمند و با باتریهای قابل تعویض را به همراه خود میبرند تا مسیر را ببینند.