چراغ اسیا

لغت نامه دهخدا

( چراغ آسیا ) چراغ آسیا. [ چ َ / چ ِ غ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چراغی که بر آسیای کلان مثل آسیای آب و خراس روشن کنند تا بروشنائی آن کاری که در آسیابانی باید کرد،خاطرخواه بعمل آید. ( آنندراج ). چراغ مخصوصی که آسیابان در آسیا روشن کند، برای رفع تاریکی:
نیست ممکن کز غبار کلفت دوران سلیم
اختر ما چون چراغ آسیاروشن شود.سلیم ( از آنندراج ).زبان شکوه فرسودی ز چرخ بیوفا دارم
ولی در گرد کلفت چون چراغ آسیا دارم.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( چراغ آسیا ) چراغیکه بر آسیای کلان مثل آسیای آب و خراس روشن کنند تا بروشنائی آن کاریکه در آسیابانی باید کرد خاطر خواه بعمل آید.

جمله سازی با چراغ اسیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رخ زرد مرا، از ناتوانی، در بیاض مو نمایان کرده مانند چراغ آسیا پیری

💡 اگر خواهد خدا کارت بدست دشمنان سازد بزور باد میگردد چراغ آسیا روشن

💡 در غبار دل نهانم چون چراغ آسیا گر غبارآلود باشد حرف من، بر من بپوش

💡 زبان شکوه فرسودی ز چرخ بیوفا دارم دلی در گرد کلفت چون چراغ آسیا دارم

💡 نیست ممکن کز غبار کلفت دوران سلیم اختر ما چون چراغ آسیا روشن شود

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز