لغت نامه دهخدا
چارهشت. [ هََ] ( اِ مرکب ) اصطلاح قمار. اصطلاحی در بازی ورق. چهار ورق از ورقهای بازی که بر هریک هشت خال نقش شده باشد. چهار ورق هشت خال ( هشت خال گلابی سیاه [ پیک ] و هشت خال خاج [ گشنیز ] و هشت خال دل و هشت خال خشت ).
چارهشت. [ هََ] ( اِ مرکب ) اصطلاح قمار. اصطلاحی در بازی ورق. چهار ورق از ورقهای بازی که بر هریک هشت خال نقش شده باشد. چهار ورق هشت خال ( هشت خال گلابی سیاه [ پیک ] و هشت خال خاج [ گشنیز ] و هشت خال دل و هشت خال خشت ).
اصطلاح قمار. اصطلاحی در بازی ورق. چهار ورق از ورقهای بازی که بر هر یک هشت خال. نقش شده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امیر گنه: ته دیم ره دمی بدیینْ چنونه که چار با بیست و هشت رسیینْ
💡 بزم تو فردوس وار وز در دولت در او راه طلب رفته هشت، جوی طرب رفته چار