لغت نامه دهخدا
چارشاخ زدن. [زَ دَ ] ( مص مرکب ) در غالب شهرها و روستاهای خراسان اصطلاحی است برای باد دادن خرمن کوفته جو و گندمی که هنوز دانه از کاه جدا نشده. بکار بردن چارشاخ برای باد دادن خرمن جو و گندم و جدا کردن دانه از کاه.
چارشاخ زدن. [زَ دَ ] ( مص مرکب ) در غالب شهرها و روستاهای خراسان اصطلاحی است برای باد دادن خرمن کوفته جو و گندمی که هنوز دانه از کاه جدا نشده. بکار بردن چارشاخ برای باد دادن خرمن جو و گندم و جدا کردن دانه از کاه.
در غالب شهرها و روستا های خراسان اصطلاحی است برای باد دادن خرمن کوفت. جو و گندمی که هنوز دانه از کاه جدا نشده ٠ بکار بردن چار شاخ برای باد دادن خرمن جو و گندم و جدا کردن دانه از کاه ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دگر خنجر چار شاخ از میان کشید و بیامد برش تازیان
💡 ور برد کفشت مرو در سنگلاخ ور دو شاخستت مشو تو چار شاخ