پیچیده شدن
واژۀ پیچیدهشدن در زبان فارسی بهعنوان یک مصدر مرکب، بر مفهوم التواء و درهمتنیدگی دلالت دارد. این معنا در منابع کهن ادبی و لغوی نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ چنانکه زوزنی آن را بههمان معنی التواء برشمرده و در تاجالمصادر نیز با واژگانی چون تلوی و اطواء هممعنی دانسته شده است. همچنین در کتاب منتهیالارب مفاهیمی همچون انهصار برای آن ذکر گردیده که بر حالت خمیدگی و درهمفرورفتگی دلالت دارد.
در متون قدیم، برای بیان انواع مختلف پیچیدگی از واژههای خاصی بهره گرفته میشده است. برای نمونه، التّیاث به پیچیدهشدن چیزی حول چیز دیگر اشاره دارد و هُتَهتَه در توصیف پیچیدگی و دشواریِ سخن به کار میرفته است. افزون بر این، برای بیان پیچیدهشدن مو و درهمتنیدگی آن، واژههایی چون عَکَش و تَعَکُّش کاربرد داشتهاند که نشان از دقت و ظرافت زبان فارسی در بازنمایی حالات مختلف این مفهوم دارد.
مترادفها
دشوار شدن، معقد شدن
متضادها
ساده شدن
لغت نامه دهخدا
پیچیده شدن. [ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) التواء. ( زوزنی ). تلوی. ( تاج المصادر ). اطواء. انهصار. ( منتهی الارب ): التیاث؛ پیچیده شدن چیزی بر چیزی. ( تاج المصادر ). هتهتة؛ پیچیده شدن سخن. عکش، تعکش؛ پیچیده شدن موی و بر هم نشستن آن. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( مصدر )۱- تاب یافتن خمیده شدن. ۲- در نوردیده شدن. ۳- ملفوف شدن: ملتوی شدن. ۴- منحرف شدن بگشتن. ۵- مشکل شدن ( کلام سخن... ): پیچیده شدن سخن.۶-درهم پیوستنبهم در آمدن: التیاث پیچیده شدن چیزی بر چیزی. ۷- مجعد گشتن ( موی ) موغول شدن: تعکش پیچیده شدن موی...
جمله سازی با پیچیده شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با ورود عوامل خارجی به این ماجرای حساس، موضوع به شدت پیچیده شد و حل کردن آن برای پلیس بسیار دشوار و بسیار زمانبر گشت.
💡 فرآیند استخراج دادهها از سیستمهای قدیمی به دلیل ساختار غیرمنظم آنها، بسیار پیچیده شده و نیاز به کمک متخصصان خبره و ماهر دارد.
💡 روابط سیاسی بین دو کشور پس از تحریمهای جدید بسیار پیچیده شد و احتمال رسیدن به یک توافق صلح به شدت کاهش یافت.