پیچ بر پیچ
مترادفها
درهمپیچیده، پیچدرپیچ
متضادها
مستقیم، صاف
لغت نامه دهخدا
پیچ بر پیچ. [ ب َ ] ( ص مرکب ) پیچ پیچ. خم بر خم. شکن بر شکن. مار بر مار.
صاحب آنندراج گوید: این لغت اگر در صفت معشوق آید مدحست و در غیر وی ذم:
درین زندان سرای پیچ برپیچ
برادرزاده ای دارد دگر هیچ.نظامی.رهی پیچ برپیچ تاریک و تنگ
همه راه پرخار و پرخاره سنگ.نظامی.نه چون کودک پیچ برپیچ شنگ
که چون مقل نتوان شکستن بسنگ.سعدی.ره عقل جز پیچ برپیچ نیست
بر عاشقان جز خدا هیچ نیست.سعدی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- پر پیچخم بر خمپیچا پیچ: رهی پیچ بر پیچ و تاریک و تنگ همه راه پر خار و پر خاره سنگ. ( نظامی ) ۲- پر زحمت پر مشقت: درین زندان سرای پیچ بر پیچ برادر زاده ای دارد دگر هیچ. ( خسرو و شیرین ) ۳- پیچیده پر شکن مرغول ( زلف ).
جمله سازی با پیچ بر پیچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بینداز این جهان پیچ بر پیچ چو بر خوان جهانی هیچ بر هیچ
💡 خلاصی را ز دهر پیچ بر پیچ ز شاهان عدل می باید دگر هیچ
💡 نگیرد از چو من کس هیچدر دست بعذرای دایه زلفم پیچ بر دست
💡 شها دارم اندر سخن تاب و پیچ بر این خسته این ظلم مپسند هیچ
💡 ز بندِ پیچ بر پیچِ زمانه گرفتار آمدی در کنجِ خانه
💡 آیت حسنی و پیچیده به طومار دو زلف پیچ بر پیچ ز نیرنگ به طومار خودی